کد خبر: 1359185
تاریخ انتشار: ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۰
از کمیته ملی المپیک تا فدراسیون فوتبال 
امید‌های فراموش‌شده فوتبال ایران  درست در روز‌هایی که تمام هوش و حواس ورزش به تیم ملی فوتبال و جام جهانی ۲۰۲۶ معطوف است، خبر انتصاب حسین عبدی، به عنوان سرمربی تیم فوتبال امید در رسانه‌ها پخش شد. خبری که خیلی زود در هیاهوی اخبار حاشیه‌ای مربوط به تیم ملی و سفرش به امریکا کمرنگ و گم شد. 
فریدون حسن 
جوان آنلاین: درست در روز‌هایی که تمام هوش و حواس ورزش به تیم ملی فوتبال و جام جهانی ۲۰۲۶ معطوف است، خبر انتصاب حسین عبدی، به عنوان سرمربی تیم فوتبال امید در رسانه‌ها پخش شد. خبری که خیلی زود در هیاهوی اخبار حاشیه‌ای مربوط به تیم ملی و سفرش به امریکا کمرنگ و گم شد. 
علتش کاملاً مشخص است. تیم امید هیچ‌گاه برای فدراسیون فوتبال اهمیت و اولویت نداشته است. اغراق نیست، اگر عنوان کنیم که تیم امید حتی از تیم‌های جوانان و نوجوانان هم کم‌اعتبارتر است. تیمی که هیچ‌گاه وجود خارجی ندارد و همیشه چند ماه قبل از آغاز رقابت‌هایش تشکیل می‌شود، آن هم بدون سرمربی، چون چند وقتی هم زمان می‌برد تا این بچه سرراهی را به یکی بسپارند. 
تیم‌امید تا همین یکی، دو سال قبل زیر نظر کمیته ملی المپیک بود، اما به دلایلی که هنوز هم مشخص نیست با سر و صدای زیاد به فدراسیون فوتبال سپرده شد. بله درست حدس زده‌اید، سر نخواستن امید‌های فوتبال دعواست. کمیته ملی المپیک خیال خودش را راحت کرد و به قول معروف «مال بد را به بیخ ریش صاحبش آویزان کرد.» به این ترتیب تیمی که در سایه رشته‌های مدال‌آوری، چون کشتی، وزنه‌برداری، تکواندو و تیراندازی تقریباً حرفی برای گفتن نداشت، به فدراسیون فوتبال سپرده شد تا در حاشیه‌های همیشگی این فدراسیون کاملاً ناپدید شود و دیگر همان کورسوی امید هم وجود نداشته باشد. 
به طور حتم این اصلی‌ترین مشکل تیم امید فوتبال ایران است. اینکه هیچ‌گاه به آن اهمیت داده نشده و هیچ‌گاه در اولویت برنامه‌های فدراسیون فوتبال و باشگاه‌ها قرار نداشته است. امروز هم اوضاع تیم دقیقاً همین است. در فاصله چهار ماه مانده به بازی‌های آسیایی ناگویا، انتصاب سرمربی برای تیمی که وجود خارجی ندارد چه معنایی دارد. حالا می‌خواهد این سرمربی حسین عبدی باشد با کارنامه‌ای پربار در رده‌های سنی یا هر شخص دیگری. فوتبال چند ماهی است برخلاف تمام رشته‌های ورزشی تعطیل شده و بازیکنان هم به امان خدا رها شده‌اند. حالا حسین عبدی قرار است چگونه تیم امید را جمع‌وجور کند، سؤالی است که احتمالاً خودش هم نمی‌تواند آن را پاسخ دهد. 
عبدی چهار ماه فرصت دارد تا تیمش را برای بازی‌های ناگویا آماده کند. چهار ماهی که فوتبال باشگاهی تعطیل است و تازه اگر هم قرار باشد دوباره برگزار شود، آن‌وقت جناب عبدی باید از این باشگاه به آن باشگاه دنبال بازیکن بگردد و تازه اگر بخت و اقبال با او یار باشد و باشگاه‌ها برخلاف همیشه همکاری کنند و بازیکن بدهند، آن‌وقت آقای سرمربی شاگردانی خواهد داشت با بدن‌های ناآماده و از فرم خارج شده که زمان زیادی باید صرف آماده‌سازی آنها شود. حالا شما بگویید، چنین تیمی توان نتیجه‌گیری در بازی‌های آسیایی و بعد از آن رقابت‌های انتخابی المپیک را دارد؟ در نظر داشته باشید که احتمالاً در این بین رقابت‌های باشگاهی هم آغاز می‌شود و مشکلات سال‌های قبل حتماً تکرار خواهد شد. 
تیم فوتبال امید هیچ‌گاه در اولویت نبوده و از این به بعد هم در اولویت نخواهد بود. تفاوتی هم نمی‌کند که چه کسی بالای سر آن باشد؛ عبدی یا هر کس دیگر، مربی با کارنامه یا مربی تازه‌کار. طی سال‌های گذشته تمام اینها امتحان خود را در تیم امید پس داده‌اند. همه هم در یک مورد مشترک بوده‌اند؛ همه شکست خورده‌اند. چرایی‌اش هم کاملاً مشخص است، چون تیم فوتبال امید هیچ‌گاه در اولویت برنامه‌ها نبوده، چه در کمیته ملی المپیک و چه در فدراسیون فوتبال و این داستانی است تکراری که هیچ‌گاه پایان خوشی را نمی‌توان برای آن تصور کرد.
 
 
مسئولیت ملی عبدی در تیم امید 
شیوا نوروزی 
عملکرد درخشان حسین عبدی در تیم‌های پایه، فدراسیون را برای انتخاب او به عنوان سرمربی تیم امید مجاب کرد. بعد از مدت‌ها بلاتکلیفی و قطع همکاری امیدرضا روانخواه، سرانجام فدراسیون هفته گذشته خبر سرمربیگری عبدی را اعلام کرد. 
با وجود همه فرصت‌سوزی‌ها و بلاتکلیف نگهداشتن تیم امید، فدراسیون باز هم دم از حمایت، پشتوانه‌سازی و هدف‌سازی برای صعود به المپیک زده است. این در حالی است که عملکرد ضعیف امید‌ها در جام ملت‌های آسیا اهالی فوتبال و مردم را بیش از پیش نگران ساخت. دقیقاً بعد از همین ناکامی بود که بلاتکلیفی طولانی تیم زیر ۲۳سال آغاز شد و حسین عبدی، گزینه اصلی فدراسیون، در نهایت سکان‌داری تیم امید را پذیرفت. 
عبدی سرمربی اسبق تیم‌ملی نوجوانان است و اسفندماه از هدایت تیم‌ملی جوانان هم استعفا داد. در واقع کارنامه قابل دفاع او در این دو رده سنی باعث شده تا دوباره حرف از توجه به رده‌های پایه زده شود. درخشش شاگردان او در جام‌جهانی زیر ۱۷ سال ۲۰۲۳ تاریخی بود. جام‌جهانی نوجوانان پاییز ۱۴۰۲ برگزار شد و نوجوانان ایران در یکی از سخت‌ترین بازی‌های مرحله گروهی خود، تیم‌ملی برزیل را ۳ بر ۲ شکست دادند. این اولین برد تاریخ فوتبال ایران در یک بازی رسمی برابر برزیل بود. اگرچه در بازی بعدی مغلوب انگلیس شدیم، ولی ملی‌پوشان نوجوان ۵ بر صفر نیوکالدونیا را بردند و جشن صعود به یک‌هشتم نهایی گرفتند. در مصاف با مراکش نیز ایران در ضربات پنالتی نتوانست به مرحله بعد صعود کند. از جمله تصمیمات درست فدراسیون فوتبال، انتخاب حسین عبدی برای تیم‌ملی جوانان بود. درواقع او به همراه شاگردانش یک رده بالا آمدند. تیم‌ملی جوانان مقدماتی جام‌ملت‌های آسیا را با سه پیروزی به پایان رساند. در جام ملت‌ها نیز با برد در مرحله گروهی به سد بلند ژاپن خورد و باز هم کابوس پنالتی‌ها یقه تیم عبدی را گرفت و به جوانان اجازه صعود بیشتر نداد. 
بدون‌شک در شرایط فعلی حسین عبدی بهترین گزینه برای تیم زیر ۲۳ سال ایران است. امید‌ها که اردوهایشان را شروع کرده‌اند باید با تمام توان برای حضور در بازی‌های آسیایی ناگویا آماده شوند. برخلاف رشته‌های مدال‌آور، فوتبال ایران سال‌هاست در المپیک آسیایی حرفی برای گفتن ندارد و در بازی‌های هانگژو نیز تیم رضا عنایتی حتی به مدال نزدیک هم نشد. از طرفی ایرانی‌ها ۵۲ سال است که منتظر صعود به المپیک هستند و این توقعات کار عبدی و امید‌ها را سخت می‌کند. 
سرمربی جدید امید‌ها بهتر از همه می‌داند چه مسئولیت سنگینی را پذیرفته است. حسین عبدی هم مثل هموطنانش رؤیای صعود به المپیک را دارد: «افتخار می‌کنم در چنین جایگاهی برای جوانان کشور فعالیت می‌کنم. شاید نقش کوچکی به من داده شده باشد، اما این مسئولیت اهمیت بسیار زیادی دارد. این مأموریت به من محول شده و خوشحالم که در این مسیر قرار گرفته‌ام. قبلاً هم چنین پیشنهادی داشتم، اما در شرایط فعلی، مهم این نیست که دوست داشتم یا نه، بلکه موضوع اصلی، وظیفه سنگین ملی است. زمان کمی در اختیار داریم و باید شبانه‌روز تلاش کنیم تا وظیفه خود را به بهترین شکل انجام دهیم. نگاه ما به بازی‌های آسیایی ناگویا، بخشی از مسیر موفقیت و آماده‌سازی برای حضور در المپیک ۲۰۲۸ است. رؤیا را باید به واقعیت تبدیل کنیم. اگر اکنون این مسیر را طی نکنیم، پس چه زمانی باید این اتفاق رخ دهد. هدف اصلی من المپیک است و با تمام وجود برای آن تلاش می‌کنم. می‌خواهیم بازیکنانی تربیت کنیم که با عملکرد مناسب در بازی‌های آسیایی ناگویا، مسیر بهتری را برای رسیدن به المپیک و رقم زدن اتفاقات خوب طی کنند.»
 
نیم‌قرن کابوس المپیکی نشدن 
اشرف رامین 
تا حرف از تیم امید زده می‌شود، ناخودآگاه همه یاد حسرت ۵۲ ساله‌مان برای صعود به بازی‌های المپیک می‌افتند؛ حسرتی که با توجه به شواهد و قرائن و بی‌توجهی‌های بی‌پایان فدراسیون، امیدی به پایان آن نیست. بازی‌های المپیک برای همه کشور‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. در واقع بخش اعظم برنامه‌ریزی کشور‌های صاحب‌نام در عرصه ورزش برای درخشش در این آوردگاه است، اگرچه جام‌جهانی مهم‌ترین آوردگاه فوتبالی محسوب می‌شود، اما مدعیان هرگز المپیک را دست‌کم نمی‌گیرند و کسب مدال در این بازی‌ها برایشان حکم یک موفقیت بزرگ فوتبالی را دارد. 
عکس این تفکرات در فوتبال ما حاکم است و توجه به تیم زیر ۲۳ سال جزو اولویت‌های فدراسیون‌مان هم نیست. در روز‌هایی که همه فکر و ذکر مهدی تاج و همکارانش معطوف به جام‌جهانی و دریافت ویزای امریکاست، نباید تیم امید را فراموش کرد. امید‌ها همان تیمی هستند که قرار است در بازی‌های مقدماتی المپیک لس‌آنجلس به میدان بروند تا شاید پس از چند دهه طلسم نرسیدن فوتبال ایران به این بازی‌ها شکسته شود. آخرین حضور فوتبال کشورمان در المپیک به بازی‌های ۱۹۷۶ مونترال برمی‌گردد و تیم‌ملی در آن دوره از مرحله گروهی صعود کرد. البته ایران به بازی‌های ۱۹۸۰ مسکو هم صعود کرد، ولی تحریم المپیک مسکو حضور تیم‌ملی در این بازی‌ها را منتفی ساخت. المپیک ۱۹۸۴ لس‌آنجلس هم از سوی ایران تحریم شد تا تیم‌ملی فوتبال پس از هشت سال برای صعود به المپیک سئول تلاش کند. شاگردان مرحوم پرویز دهداری در بازی‌های انتخابی شرکت کردند، ولی با قبول باخت برابر کویت از رسیدن به المپیک ۱۹۸۸ بازماندند. این آخرین باری بود که تیم‌های بزرگسالان در بازی‌های المپیک به میدان می‌رفتند. تصمیمات جدید فیفا از المپیک ۱۹۹۲ بارسلون اعمال شد و از آن به بعد تیم‌های زیر ۲۳ سال (امید) اجازه حضور در المپیک را داشتند. تیم تازه تأسیس امید با هدایت حسن حبیبی و با حضور نفراتی، چون خداداد عزیزی، داداش‌زاده و افشین پیروانی در رقابت با تیم‌های قطر، امارات، یمن و پاکستان موفق به کسب جواز المپیک نشد. 
در انتخابی المپیک ۱۹۹۶ آتالانتا باز هم حبیبی سکاندار امید‌ها بود و ستاره‌هایی از جمله کریم باقری، پاشازاده، میناوند، خطیبی و مهدوی‌کیا را در اختیار داشت، اما باز هم حسرت صعود به دلمان ماند. امید‌ها تا انتخابی المپیک ۲۰۰۰ سیدنی حواشی زیادی را پشت‌سر گذاشتند. در انتخابی نیمکت تیم زیر ۲۳سال ایران به ایگور کوردس آلمانی سپرده شد و شاگردانش با دو باخت به بحرین و لبنان چیزی جز حذف نصیب‌شان نشد. حضور در المپیک ۲۰۰۴ آتن هم برای فوتبال رویایی دست‌نیافتنی شد. تیم امید ابتدا با سرمربیگری محمد مایلی‌کهن به کره‌جنوبی و چین باخت و بعد از برکناری مایلی‌کهن و آمدن حسین فرکی، نیز امید‌ها نتوانستند مسافر المپیک شوند. وینگو بگوویچ در حالی هدایت تیم امید را برعهده گرفت که تنها یک ماه تا شروع انتخابی المپیک ۲۰۰۸ باقی ماند و ناکامی دوباره این تیم در صعود به بازی‌های المپیک هیچ‌کس را متعجب نکرد. نرسیدن به المپیک ۲۰۱۲ لندن داستان عجیبی دارد. علیرضا منصوریان سرمربی وقت امید‌ها در مصاف با عراق از بازیکن محروم استفاده کرد تا نتیجه ۳ بر صفر به سود حریف شود و تیم‌ملی از گردونه رقابت‌ها کنار رفت. محمد خاکپور هم با امید‌ها نتوانست به المپیک ۲۰۱۶ ریو برسد. 
امید‌ها برای صعود به المپیک توکیو ۲۰۲۰ با هدایت حمید استیلی در آخرین مسابقه خود چین را بردند، ولی به دلیل تفاضل گل کمتر نسبت به ازبکستان دستشان به سهمیه نرسید. امید‌ها در مسیر صعود به پاریس ۲۰۲۴ به ازبکستان باختند و با توجه به کارت‌های زرد بیشتر نسبت به مالزی، یک ناکامی دیگر را تجربه کردند. 
 
۲۰ سال در حسرت سکوی آسیا 
 دنیا حیدری 
بیستمین دوره بازی‌های آسیایی در حالی از ۲۸ شهریور در ناگویای ژاپن آغاز می‌شود که امید‌های فوتبال ایران امیدوارند بعد از ۲۰ سال به سکوی قهرمانی برسند. موفقیتی که سال‌هاست همچون کسب جواز حضور در المپیک به یک رؤیا برای فوتبال ایران تبدیل شده است. تا سال ۱۹۹۸ تیم‌های فوتبال با ترکیب بازیکنان بزرگسال خود در این مسابقات شرکت می‌کردند و ایران با سه عنوان قهرمانی و دو نایب‌قهرمانی (سه طلا و دونقره)، پرافتخارترین تیم حاضر در بازی‌های آسیایی بود. از سال ۲۰۰۲، اما قوانین دستخوش تغییرات شد و مطابق قانون المپیک، تیم‌ها باید با بازیکنان زیر ۲۳سال خود در این مسابقات شرکت می‌کردند و صرفاً اجازه استفاده از سه بازیکن بزرگسال را در ترکیب خود داشتند. 
در نخستین سالی که این قانون اجرا شد، ایران با هدایت برانکو بر سکوی نخست ایستاد و با کسب عنوان قهرمانی و گردن‌آویز طلا به کار خود در بازی‌های آسیایی بوسان پایان داد. قهرمانی که، اما دیگر هرگز تکرار نشد. البته ایران در سال ۲۰۰۶ دوحه نیز پایش به سکو رسید، اما با کسب مدال برنز به کار خود پایان داد. افت مشهودی که بعد از جدایی برانکو آغاز شد و دیگر هرگز هیچ مربی نتوانست آن را برطرف کند، به‌طوری که چهار سال بعد ایران در گوانگژو چهارم شد و در سه دوره بعدی حتی نتوانست خود را به همان سکوی پرانتقاد چهارم نیز نزدیک کند. 
۲۰۱۰ گوانگژو امیدی برای فتح آسیا وجود داشت. شاید، چون امید‌های فوتبال ایران شروع خوبی داشتند و با کسب ۹ امتیاز از سه برد مقتدرانه راهی مرحله بعد شده بود و مصاف با مالزی، تیم سوم گروه اول در یک‌هشتم نهایی نمی‌توانست کار چندان دشواری باشد، اما بعد از چهار برد پی‌درپی، امید‌های ایران با شکست مقابل ژاپن از صعود به نیمه‌نهایی بازماندند و راهی رده‌بندی شدند. جایی که عین ناباوری در یک بازی عجیب در حالی که تا دقیقه ۷۸ با نتیجه ۳ بر یک از کره جنوبی پیش بودند، با حساب ۴ بر ۳ شکست خوردند تا دستشان به برنز مسابقات هم نرسد. 
اوضاع ۲۰۱۴ در اینچئون به مراتب بدتر از گوانگژو بود، چراکه امید‌های ایران در عین ناباوری کار خود را با شکست سنگین و پرگل ۴ بر یک مقابل ویتنام آغاز کردند. شروعی فاجعه‌بار که ایران را برای صعود محتاج برتری مقابل قرقیزستان کرد، اما تیمی که کارش را با شکست آغاز کرده بود، با تساوی مقابل قرقیزستان ادامه داد تا با پیروزی یک بر صفر تیم فوتبال امید ویتنام برابر قرقیزستان، حذف تیم ملی امید ایران از گروه هشتم بازی‌های آسیایی اینچئون قطعی شود. 
قبل از بازی‌های آسیایی ۲۰۱۸ فدراسیون مدعی شد که به دلیل همکاری نکردن باشگاه‌ها، از اعزام تیم ملی به جاکارتا منصرف شده است. با وجود این، امید‌های فوتبال ایران که در این دوره سکان هدایتشان را کرانچار به دست گرفته بود راهی جاکارتا شدند. در این دوره ایران با عربستان، کره شمالی و میانمار همگروه بود که به ترتیب یک تساوی، یک پیروزی و یک باخت کسب کرد و به عنوان تیم صدرنشین گروه شش راهی دور یک‌هشتم نهایی این رقابت‌ها شد، اما در نهایت با شکست ۲ بر صفر مقابل کره‌جنوبی در یک‌هشتم نهایی از راهیابی به یک‌چهارم هم بازماند. با این وجود هیچ‌کس تصورش را هم نداشت که قرار است چهار سال بعد در هانگژو افتضاحی تاریخی به بار‌آید. ایران در این دوره به همراه عربستان، ویتنام و مغولستان در گروه B قرار داشت و به عنوان صدرنشین به یک‌هشتم نهایی راه یافت و در این مرحله با شکست امید‌های تایلند به جمع هشت تیم نهایی رسید، اما در عین ناباوری در یک‌چهارم نهایی یک بر صفر به هنگ‌کنگ باخت و از صعود به نیمه‌نهایی بازماند؛ شکستی که در واقع یک افتضاح تاریخی در فوتبال ایران بود. 
 
برانکو؛ آخرین مرد موفق تیم امید 
شمیم رضوان 
سکان هدایت امید‌های فوتبال ایران در حالی امروز به دست حسین عبدی سپرده شده که در طول سال‌های گذشته در بین مربیان باتجربه و بی‌تجربه زیادی دست به دست شد، اما هیچ‌یک نتوانستند موفقیت رقم‌خورده از سوی برانکو را تکرار کنند و به حسرت المپیکی شدن امید‌های فوتبال ایران پایان دهند. چه غلامحسین پیروانی که با سابقه ۱۰ سال حضور در تیم فجر سپاسی، یکی از مربیان باتجربه و قدیمی فوتبال است و چه روانخواهی که هنوز هیچ‌کس نمی‌داند براساس کدام رزومه و چرا برای هدایت امید‌های ایران انتخاب شد. 
غلامحسین پیروانی سال ۲۰۱۰ و در آستانه بازی‌های آسیایی گوانگژو بود که هدایت امید‌های فوتبال ایران را پذیرفت، اما هرگز تصورش را نمی‌کرد نه باشگاه‌ها آنطور که باید حمایت خواهند کرد و نه حتی فدراسیون. به همین دلیل پس از عدم موفقیت در این مسابقات و ایستادن در رده چهارم بازی‌های آسیایی از سمت خود استعفا کرد. 
از زمانی که غلام پیروانی هدایت تیم ملی امید را برعهده گرفت، فدراسیون فوتبال و کمیته ملی المپیک بر سر همکاری نکردن با تیم امید توپ را به زمین یکدیگر انداختند و هیچ‌کدام از ارگان‌ها مسئولیت و حمایت‌های لازم از تیم ملی را برعهده نگرفتند، در حالی که تیم ملی امید باید خود را آماده حضور در بازی‌های آسیایی گوانگژو می‌کرد تا بتواند با حضوری موفق در این رقابت‌ها حسرت ۳۶ساله حضور در المپیک را نیز پایان دهد، تمامی اردو‌ها و بازی‌های دوستانه تیم ملی امید یا بنا به دلایلی لغو می‌شد یا عدم همکاری باشگاه‌ها مانع از برپایی اردوی تدارک‌دیده می‌شد. 
بروز چنین اتفاقاتی موجب شد غلام پیروانی از سمت خود در تیم ملی امید استعفا دهد و تمامی مسئولان را به ناحق‌گویی متهم کند. در واقع همین مسائل باعث شد که پیروانی بعد از پایان بازی‌های آسیایی گوانگژو از کار خود کناره‌گیری کند و پس از کش‌وقوس‌های فراوان، سرانجام هومن افاضلی، یکی از اعضای کمیته فنی، به عنوان جمع‌کننده تیم کار را در دست بگیرد. افاضلی در مدت حضورش در تیم امید چند اردوی آماده‌سازی برپا کرد که سرانجام در پایان این اردو‌ها تصمیم گرفت از کریم انصاری‌فرد و احسان حاج‌صفی، دو بازیکن اصلی ایران در بازی‌های آسیایی، استفاده کند. اما هومن افاضلی تنها با یک هفته فرصت، آن هم بدون حضور کامل بازیکنان، در تیم ملی زیر ۲۲ سال به عمان رفت و با کسب چهار امتیاز از دور رقابت‌ها حذف شد. 
بعد از او، هدایت امید‌ها به وینگادا سپرده شد. مربی پرتغالی هیچ گونه انتقادی را تحمل نمی‌کرد و فاجعه اینچئون، هدیه ویژه او به فوتبال ایران بود. اما او خوش‌شانس بود که نتایج ضعیف تیمش حدفاصل افتخارآفرینی والیبالیست‌ها و احتمالاً مدال‌آوری روز‌های آینده کاروان ایران در اینچئون قرار گرفت تا خیلی به چشم نیاید. اما این واقعیت هرگز فراموش نشد که تیمی متشکل از استعداد‌های خوب فوتبال ایران در اوایل دهه ۹۰ شمسی قربانی بحران مدیریتی فدراسیون شد، آن هم با شکست مقابل تیم‌های درجه ۲ و ۳ آسیا. 
البته این نخستین بار نبود که امید‌های فوتبال ایران به دلیل تصمیمات خلق‌الساعه فدراسیون متضرر می‌شدند. بی‌توجهی به این واقعیت که باید دانش فنی نیمکت تیم را بالا برد، سکان هدایت این تیم را به امثال عنایتی و روانخواه هم سپرد، آن هم در شرایطی که هر دو قبل از قبول سکان هدایت امید‌های فوتبال ایران تجربه تلخی در رده باشگاهی داشتند و این تجربه را در تیم المپیک ایران هم تکرار کردند تا شاهد نتایج فراموش‌نشدنی، چون حذف از بازی‌های آسیایی با شکست برابر هنگ‌کنگ و مسائلی از این دست باشیم؛ صرفاً، چون سرمربی تیم امید عمدتاً بدون بررسی همه‌جانبه و توجه به اهمیت این تیم و هدفی که دارد انتخاب می‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار